عبدالله مستوفى
320
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
جهان را جهان دار دارد خراب * بهانه است كاووس و افراسياب از اشعار حكيمانهء فردوسى است . حالا روسها را برخ من نكشيد و به من اعتراض نكنيد كه مگر اين برههاى خدا چه گناهى مرتكب شدهاند كه بايد بيست سى ميليون آنها براى استقرار كمونيست و سى چهل ميليون ديگرشان ، براى ضديت با فاشيست نفله شوند شايد همان برهگى و اطاعت صرف ، بهر مركزى گناه بزرگ آنها باشد . مرحوم ميرزا - هدايت وزير دفتر ميگفته است . « شير پر بىآب هم تعريفى ندارد « 1 » » اينقدر سادگى و اطاعت هم البته گناهى بزرگ و « آن گنه را اين عقوبت آنقدر بسيار نيست . » « كما تكونوا يولى عليكم » فرمايش مولى است . ميخواستند اينقدر بره نباشند ، تا گرفتار اين عذاب نشوند . بواسطهء همين سردرگمى كلاف توارث معنوى است كه تعليمات اسلامى آن را به چيزى نشمرده ، و دمكراسى مسلمانى سياه حبشى را با سيد قرشى برابر ميداند قران كريم ميفرمايد « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ » و شعر مولوى هر كه را خلقش نكو ، نيكش شمر * خواه از نسل على ، خواه از عمر نظر بتفسير همين آيه داشته است . گويا در كافى ديدهام كه روزى شخصى با زنش نزد پيغمبر آمد . بچهاى را كه زن تازه براى او به دنيا آورده ، و رنگش سياه و موهايش مثل پشم بهم پيچيده بود حضور پيغمبر بر زمين گذاشت و عرض كرد من با اين زن كه چنين بچهاى براى من آورده چه كنم پيغمبر فرمود از زنت تاكنون هيچ خلافى ديدهاى ؟ گفت نه حتى قبل از ايام حمل هم هميشه در خانه بوده و راه هرگونه احتمال خيانتى مسدود است ولى با اين شاهد حى و و حاضر چه ميتوان كرد ؟ فرمود هيچ احتمال نميدهى كه يكى از پدران تو زن حبشى گرفته باشد ؟ گفت من تا چندين پشت پدر و مادرم معلوم است هيچيك حبشى نبودهاند ! فرمود در اعماق اصلاب و بطون چطور ؟ يقين دارى كه هيچيك از آباء و امهات تو حبشى نباشند گفت چگونه ميتوانم چنين دعوى بكنم ؟ فرمود پس از خدا بپرهيز و دربارهء زنى كه از او خلافى نديده و احتمال خيانتى هم نسبت به او نميدهى ، ظن بد مبر ! زن و شوهر خرم و شادان از نزد آن بزرگوار بيرون رفتند ،
--> ( 1 ) - شير را اگر براى فرنى و شيربرنج بخواهند مصرف كنند ، حكما مقدارى آب در آن داخل ميكنند ، اگر اين كار را نكنند مقدارى از آب طبيعى شير كه در ضمن پختن تحليل ميرود سبب مىشود كه شيربرنج و بخصوص فرنى سفت و ناهموار شود . بعضىها در شيرى كه ميخواهند بياشامند قدرى آب داخل ميكنند . قول مرحوم ميرزا هدايت نظر به اين حقيقت داشته است .